سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

همان طور که با اتّصال به نور پیامبرخدا(ص)یا نور ولایت ائمه(ع) وا

با سلام! دوستان به نظرم رسید یه کتاب خوب در مورد حقیقت شبهای قدر به شما معرفی کنم.


مقام لیلة‌القدری فاطمه
اصغر طاهرزاده
سفارش: گروه فرهنگی المیزان
نوبت چاپ: اول
تاریخ انتشار: 1385
قیمت: 800 تومان
شمارگان: 3000 نسخه
طرح جلد: محمد فاطمی‌پور
کلیه حقوق برای گروه المیزان محفوظ است
مراکز پخش:
1- گروه فرهنگی المیزان تلفن: 7854814- 0311
2- دفتر انتشارات لُبّ‌المیزان همراه 09131048582
فهرست مطالب
مقدمه ناشر 9
حقیقت نوری فاطمه 11
مقام فاطمهi تجرّدی فوق مجرّدات آسمانی 14
فاطمهi و اتّصال دائمی به بهشت 17
توجّه به وسعت مقام حضرت زهراi 18
فاطمهi تجلّی یک آرمان متعالی 19
فاطمهi و مقام قرب محض 20
قلب فاطمهi محل تجلی اسماء اعظم الهی 21
معنی تغذیه روحانی 23
سابقة تاریخی نظر به حقایق عالَم غیب 26
نور فاطمهi همان بهشت است 27
مقام فاطمهi در غامض علم الهی 30
تمام عالم هستی فاطمهi را می‌شناسد 35
کار ما باید فقط رفع حجاب باشد 35
ولایت چهارده معصوم بر کلّ هستی 37
ملائکه به تسبیح پنج‌تن، تسبیح‌گوی خدایند 39
مقام لیلة‌القدری فاطمه‌زهرا 43
واقعیات عالَم 46
انسان برین 48
چگونگی ارتباط با حقایق عالیه 49
حضرت‌فاطمهi؛ حقیقتی قبل از خلقت زمین و آسمان 51
فاطمه‌زهراi راهِ ادراک لیلة‌القدر 53
حضرت‌زهراi یک مقام است 55
شرط ارتباط 56
فاطمهi ظهور عبادت کامل 57
معنیِ هدف خلقت‌بودن حضرت فاطمهi 62
حضرت فاطمهi مقام جمع حقایق 64
فاطمهi دریچه‌ای به عالم غیب 65
فاطمهi مقصد گمشدة انسان‌ها 67
از علیu می‌توان فاطمه را شناخت و از فاطمهi علی را 68
تسبیحاتی آسمانی، عامل نمایش گوهر فاطمهi 70
ظرفیت حقیقت وجودی فاطمه‌زهراi 72
راز دوستی پیامبرf با فاطمه‌i 74
راه محبت به فاطمهi 76
فاطمهi را ندیدند 78
فاطمهi بر حادثه‌ها اثر گذاشت 80
فاطمه؛ رازی پیدا و ناپیدا 83
فاطمهi، دریچه‌ای به عالم غیب 86
اتّحاد اسم اولیاء با ذات آن‌ها 88
رازبینی، شرط درک حضرت فاطمهi 89
رازبینی، حضور در منظری دیگر 92
راز؛ خودش، خودش را نشان می‌دهد 94
شرط تشیع 96
مردم؛ بعد از پیامبرf فاطمه‌زهراi را ندیدند 97
حوادث بعد از رحلت پیامبرf در منظر فاطمهi 98
آفات غفلت از حساسیت‌های معنوی 102
فرق اسلام‌دوستی فاطمهi با جریان مقابل 104
فرق غدیر با سقیفه 106
هدایت مردم، به دست مسئولین است 109
مقابله با فاطمهi به چه معناست؟ 111
فهم فاطمی 116
فاطمهi و اتمام حجّت برای همه 117
آثار منتشر شده از استاد طاهرزاده 121 -

 آدرس : سایت گروه فرهنگی المیزان    در ضمن کتابها و جزوات ایشان قابل دانلود است. lobolmizan.ir/?action=show_news&news_id=12




تاریخ : شنبه 90/5/29 | 12:13 عصر | نویسنده : حسن پور | نظر

مختصری از آغاز سلوک عارف کامل حاج میرزا اسماعیل دولابی

 

در ایام جوانی به همراه پدرم به نجف اشرف مشرف شده بودم. به شدت تشنه علوم و معارف دینی بودم. با تمام وجود خواستار این بودم که در نجف بمانم و در حوزه تحصیل کنم ولی پدرم که مسن بود و جز من پسر دیگری که بتواند در کارها به او کمک کند نداشت و با ماندنم در نجف موافق نبود. در حرم امیرالمومنِن (ع) به حضرت التماس کردم که ترتیبی دهند که در نجف بمانم و درس بخوانم و آنقدر سینه ام را به ضریح فشار می دادم و میمالیدم که تمام سینه ام زخم شده بود. حالم بگونه ای بود که احتمال نمیدادم به ایران برگردم. به خود می گفتم که یا در نجف می مانم و مشغول تحصیل می شوم و یا اگر مجبور به بازگشت شوم همینجا جان می دهم و می میرم. با علماء نجف هم که مشکلم را درمیان گذاشتم تا مجوزی برای ماندن در نجف از آنها بگیرم به من گفتند که وظیفه تو این است که رضای پدرت را تأمین کنی و برای کمک به او به ایران بازگردی. در نتیجه متوسل شدنم به علماء کاری از پیش نبرد. تا اینکه با همان حال همراه پدرم به کربلا مشرف شدیم. در حرم حضرت اباعبدالله(ع) در بالا سره ضریح همه چیز حل شد و آن التهاب فرو نشست و به طور کامل آرام شدم طوری که هنگام رفتن به ایران حتی جلو تر از پدرم و بدون هرگونه ناراحتی به راه افتادم و به ایران باز گشتم.

در ایران اولین کسانی که برای دیدن من به عنوان زائر عتبات به منزل ما آمدند دو نفر آقا سید بودند. آنها را به اتاق راهنمایی کردم و خودم برای آوردن وسایل پذیرایی رفتم. وقتی داشتم به اتاق برمیگشتم جلوی در اتاق پرده ها کنار رفت و حالت مکاشفه ای به من دست داد و درحالیکه سفره در دستم بود حدود بیست دقیقه ای در جای خود ثابت ماندم. دیدم بالای سر ضریح امام حسین(ع) هستم و به من حالی کردند که آنچه را که می خواستی از حالا به بعد بگیر. آن دو آقای سید هم با یکدیگر صحبت می کردند و می گفتند او در حال خلسه است. از همان جا شروع شد. آن اتاق تا سی سال عزاخانه اباعبدالله(ع) بود و اشخاصی که به آنجا می آمدند بی آنکه لازم باشد کسی ذکر مصیبت بکند همه می گریستن.در اثر عنایات حضرت اباعبدالله(ع) کار به گونه ای بود که خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم ایت الله شیخ محمد بافقی، مرحوم ایت الله شاه آبادی بدون اینکه من به آنجا بروم و التماس و درخواست کنم، با علاقه خودشان به آنجا می آمدند.




تاریخ : جمعه 90/5/28 | 12:39 عصر | نویسنده : حسن پور | نظر

از عشق چه می دانید؟ رابعه عدویه (2)

-4 خوف و محبت رابعه 

 از دیدگاه سر حلقه عارفان مسلمان ، امام علی (ع ) ، آدمی باید به کسی امید بندد که از او می ترسد ؛ به کسی پناه بَرد که هم حیات در دست اوست و هم ممات .  از این جهت عارف کامل کسی است که در نَوسان میان این دو حال باشد یعنی از لطف ، محبت الهی و توفیق در زندگی نباید مغرور شود که خوف و حرمان در کمین او نشسته است و از شکست و ترس نومید نشود که خدای رحمان معدن محبت و لطف است .

صاحب « الروض الفایق فی المواعظ و الرقایق » روایت کرده که گفته است :  از رابعه عدویه رحمها الله تعالی حکایت شده است که وقتی نماز عشاء می گزارد بر پشت بام می رفت و چادر و مقنعه اش را محکم میکرد و می گفت : « خدای من ! ستاره ها بیدار و منور شدند و چشمها به خواب رفتند ، پادشاهان در خانه هاشان را بستند ، و هر دلداده با دلبر خویش خلوت کرد ، من هم  اینجا در مقابل تو ایستاده ام » سپس بر سجده گاهش بوسه می زد . و به هنگام سحر می گفت :« خدای من ! این شب به پایان رسید  و  صبح دمید . وای کاش می دانستم که آیا اعمال این شبم را از من پذیرفتی تا خشنود شوم ؛ یا آن که آن را رد کردی تا عزادار شوم و سوگواری کنم ، و به عزتت سوگند اگر مرا از درت برانی از وقتی که محبتت در دلم افتاده است از آن رویگردان نشده و نخواهد شد » .

اگر بخواهیم مهم ترین اقدام رابعه را یادآور شویم باید از تحولی که او در عرفان اسلامی به وجود آورد نام ببریـــــــــــــــــم و آن  وارد کردن مفهوم عشق و محبت الهی در عرفان اسلامی است از این جهت که رابعه در عرفان و سلوک عرفانی اش به عشق و محبت توجه عمیقی مبذول می داشت لذا او را( امام عاشقان ) دانسته اند و ازآن جهت که محبت رابعه به خوف الهی آمیخته بود ، او را( پیشوای عارفان اندوهگین ) نام نهاده اند . چرا که رابعه بسیار گریه می کرد و خوف الهی سراسر وجود او را گرفته بود .

رابعه در سلوک عرفانی و تعالیم خود روش تازه ای در پیش گرفت و زیبایی و عشق و محبت را در آن وارد و بر آن تأکید داشت .  بر خلاف صوفیانی که در زیبایی های جهان ، جمال حق را مطالعه می کردند، او به زیبایی های جهان ظاهر ، بی اعتنا بود . در یک شب بهاری ، خادمه اش او را بیرون خواند و گفت بیرون بیا تا آثار خدا را ببینی . وی در جواب گفت که «  تو ، به درون آی تا خدای بینی» .

 رابعه برای نیل به دیدار خدا دایم در طوفانی از اشک و اندوه عاشقانه به سر می برد . زندگی او سراسر سادگی   بود . سخنانش در بیان سوز محبت ، تأثیری بی مانند داشت . ظهور رابعه و تعالیمش نقطه عطف تصوف بود که تدریجاً از زٌهد خشک مبتنی بر خوف و مشیت به معرفت درد آلود مبتنی بر عشق و محبت گرایید .

در سخنانی که از او به یادگار مانده به اهمیت محبت و عشق اشاراتی دارد . نقل است که می گفت :( می روم آتش در بهشت زنم و آب در دوزخ ریزم تا این هر دو حجاب رهروان از میانه برخیزد و قصد معین شود و بندگان خدا ، خدا را بی غرض و نه به امید بهشت و یا خوف از دوزخ خدمت کنند »

هر چند که رابعه بنیانگذار نگرش محبت آمیز در عرفان اسلامی است ، اما محبت و ارادت او به خداوند ، او را در زمره کسانی قرار نداده است که تنها رَجا و عشق الهی را در وجود خود متجلی ساخته و از خوف  الهی غافل مانده اند .

آورده اند که او بسیار اشک می ریخت . همین که سخن از آتش به میان می آمد مدهوش می شد و می گفت : « استغفار نا یحتاج الی استغفار » ؛  استغفار ما نیازمند استغفار است . این آمرزش طلبی نشانه ای از عمق خوف و مشیت او نسبت به خداست . این همان معرفت بلندی است که عارفان اهل خوف با خداوند داشته اند .آیةالله جوادی آملی در توضیح عبارت رابعه در باره استغفار طلبی از استغفار می نویسد : « دعای رابعه در واقع ترجمان دعایی از امام حسین (ع) در روز عرفه است که فرمود : خدایا کسی که خوبی های او بدی است بدیهایش چگونه بد نباشد » .

رابعه در سایه عنایت خداوندی به مقامی رسیده بود که هیچگونه احساس نیازی به مردم نمی کرد . نقل است که او هرگز از مردم چیزی نپذیرفت و می گفت : « ما لی حاجه بالدنیا » ؛ مرا به دنیا نیازی نیست . اما آنچه رابعه را جزو اغنیای عرفا قرار داده بود از یک سو محبت وافر به خدا و از سوی دیگر حزن شدید و خوف زیادنسبت به باریتعالیی بودوی درباره حزن می گفت باید بیشتر متآثر باشیم چرا که کمترحزن می خوریم و باید بنالیم که چرا کم می نالیم . بنابر این باید رابعه را از جمله افرادی بدانیم که حزن و خوف و محبت الهی را با هم داشته اند .

از همین رو بود که او در صدد کتمان حَسنات خود برمی آمد و به دیگران هم توصیه می کرد نیکی های خود را بپوشانند . همانطور که گناهان خود را استتار  کنند . چرا که اظهار خوبی ، برای آدمی نقص است و زمینه خود نمایی را فراهم و سبب خودستایی آدمی می شود .

برای رابعه خوف و حزن علاوه بر فراق و جدایی از خدا به سه چیز دیگر هم تعلق می گرفت و آن سه همان اند که خود گفته است : « در غم سه چیز متحیر مانده ام ... اول آنکه در وقت مرگ ، ایمان به سلامت برم یا نه ؟ و دوم آن که نامه من به دست راست دهند یا نه ؟ سوم [ آنکه ] در آن ساعت که جماعتی به دست راست به بهشت برند ، و جماعتی به دست چپ به دوزخ ، من از کدام باشم ؟ » .

5-نیایش رابعه

 مبنای نیایش و خواسته های آدمی مبتنی بر نوع شناختی است که از  خود و خدا دارد . زیرا آدمی با خودشناسی و به نیازهایش واقف می شود و با خدا شناسی انتظارات خود را تصحیح می کند .

از آنجا که عارفان خدا را فقط برای خدا می خواهند دعاهایشان نیز در همین راستا معنی پیدا می کند رابعه با توجه به این مبنا می گفت : « الهی ما را از دنیا هر چه قسمت کرده ای به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت کرده ای به دوستان خود ده که مرا تو بسی » !

از دیدگاه عارفان ذات خدا رحمت است  رحمت و رأفت بر تمام اوصاف او پیشی گرفته است . بر اساس چنین شناختی از خداست که می گفت : « بار خدایا اگر مرا فردای قیامت به دوزخ فرستی سریّ آشکار کنم که دوزخ از من به هــــــزار راه بگریزد » .60و نیز به درگاه الهی می خواند : « بار خدایا اگر مرا فردا در دوزخ کنی من فریاد بر آورم که وی را دوست داشتم، با دوست این کنند ؟! »

اگر هدف نهایی عرفان را لقای پروردگار بدانیم نوع دعای عارفان را درست خواهیم شناخت  چرا که اساسی ترین خواسته عارفان دستیابی به وصل حضرت حق است ،  رابعه نیز از جمله عارفانی است که نهایت طریق خود را رسیدن به ملاقات خدا می داند و تمام دعای خود را به این مقصود معطوف می سازد . او به خدای سبحان عرض می کند : « الهی کار من و آرزوی من در دنیا از جمله دنیا یاد توست و درآخرت از جمله آخرت لقای توست. از من این است که گفتم تو هرچه خواهـــــــــــــــی می کن».

دستیابی به چنین هدفی جز با تحصیل مراتب عبادت حاصل نمی شود و عبادت وقتی نیکو و پذیرفتنی است که با حضور دل همراه شود . و با اشاره به ضرورت این همراهی می گفت که « یا رب دلم حاضر کن یا نماز بی دل بپذیر ! »

با وجود تمام دلهره ای که رابعه در باره خدا داشت هرگز امید از کف نمی داد و با وجود اقرار به استحاق خود در افتادن به جهنم ، خداوند را کریم تر از این مجازات می دانست .

امید رابعه و خوفش همه درهوای محبوب بود نه چیز دیگر ؛ اگر می هراسید هراسش از آن بود که نکند از خدا و اولیای او دور افتد و اگر خائف و اندیشناک بود ، همه خوف و اندیشه اش آن بود که چیزهای دیگر سد راه او شوند و از دیدار حق محروم ماند . در راه مکه چنین نیایش کرده است : « الهی دلم بگرفت . کجا روم ؟! – من کلوخی ، آن خانه سنگی – مرا تو می باید.یعنی هدف تویی و تو هر جا باشی حج همانجاست نه جای دیگر .

6-مرگ رابعه

 مرگ از دیدگاه عارفان وسیله ای جهت رسیدن به لقای پروردگار و چشم در چشم او دوختن و به وصل او رسیدن است . رابعه نیز مانند سایر عارفان به مرگ چنین می نگریست و به سان مولوی از شنیدن ندای مرگ سرمست می شد و ندای « اقتلونی » سر میداد ؛ چه زندگی خود را در مرگ می یافت . چون زندگی ، زیستن در جدایی و مرگ ، زیستن با دوست است .

اقتلونی اقتلونی یا ثقات

ان فی قتلی حیاتاً فی حیات

زندگی بی دوست جان فرسودن است

مرگ حاضر غایب از حق بودن است

بالاخره رابعه در سال 135 هـ . ق وفات کرد و در بیت المقدس مدفون گشت . در باره سال وفات او نیز گفته اند که رابعه در سال 185 هـ . ق از دنیا رفت و در قدس شریف به خاک سپرده شد و مزار وی زیارتگاه اهل سیر و سلوک و عرفان گشت .




تاریخ : سه شنبه 90/5/18 | 6:16 عصر | نویسنده : حسن پور | نظر

از عشق چه می دانید؟ رابعه عدویه. (1)


رابعه و نحوه ورودش به طریقت الهی 

1- مقدمه: در باره ولادت او گفته اند که او در سال 95 هـ ق (713 م .) در بصره متولد شد . چون بزرگ شد به بردگی فروخته شد ولی بعداً آزاد گردید . او مدتها در بیابانها می زیست تا اینکه در بصره اقامت گزید  .

ابتدا به موسیقی علاقمند بود ولی پس از مدتی از آن روی گردان شد و به عبادت و تضّرع روی آورد . مدتی به بیماری مبتلا بود و سپس سلامتی خود را باز یافت .اوراه طریقت به دنبال کشف حقیقت رفت تا به مراحل بالایی در عرفان دست یافت .

کنیه رابعه عدویه ، ام الخیر و پدرش اسماعیل عدوی ، زاده بصره بود . وقتی رابعه کودک بود در بصره قحطی افتاد و او را فروختند  روزگاری را به کنیزی گذراند . بعدها چون خواجه اش پارسایی و خدا دوستی او را دید آزادش کرد . رابعه در عمر خود هزگز شوهر نگزید و با خلق مزدور و ریاکار سر نکرد و با آنان به گفتگو و مصاحبت ننشست . البته خواستگاران زیادی از او درخواست ازدواج کردند اما وی پاسخ مثبت نداد و تنها چیزی که در جواب آنان می گفت این بود که : « در من وجودی و اختیاری نمانده است ، مرا از او باید خواست . »

سفیان ثوری با رابعه ، معاصر وبه قدر او معترف بوده است . وی به زیارت رابعه رفته و لحظه های حضور در محضر او را غنیمت می شمرد و مشکلاتی را که در حقایق عرفان با آن مواجه بود از وی می پرسید . رابعه نیز با علم به دقایق عرفانی در حل آنها سعی بلیغی به کار می بست . نقل است که روزی سفیان به رابعه گفت : « درجه ایمان و اعتقاد خود را به حضرت حق جل و علا برای من بیان کنید . » رابعه گفت : « من خدا را به شوق بهشت و خوف جهنم نمی پرستم بلکه از کمال عشق به آن حضرت و برای ادای شرایط عبودیت عبادت می کنم . »

رابعه عدویه به شهادت خاص و عام در کشف حقایق عرفانی ، مقام بلندی یافته است .{ هر زنی را که می خواهندبه مقامات معنوی بستایند ، او را در ی و عرفان به رابعه مانند می سازند} .

 رابعه عدویه با توجه به اقداماتی که کرده و تحولاتی که درعرفان به عمل آورده مورد عنایت و اهتمام خاص و عام بوده است و بزرگان عرفان او را درعصر خود حجّت می دانسته اند .

در مقام رابعه همین بس که او به خاطر نگریستن به غیر خدا مورد غضب الهی قرار می گیرد . چه عارف کامل کسی است که جز خدا نبیند ، نه اینکه ببیند و چشم از او بازدارد .  نقل است که رابعه روزی بیمار شد ، سبب بیماری پرسیدند ، گفت :

 « نظرت الی الجنه ، فادبنی ربی » ؛« در سحرگاه دل ما به بهشت میلی کرد ، دوست ما با ما عتاب کرد  این بیماری از آن است» . و نیز در مقام عرفانی این زن بس که در تعریف صداقت و راستی بگوید که « راستی آن است که بر عتاب مولا شاکر باشد ».

 در مقام رابعه این نکته لازم به ذکر است که اگر آدمی عبادات را توفیقی الهی دانسته ، بر آنها پایداری نماید و بر انجام آنها سپاسگزاری ، به یقین به رتبه( اولیا الهی ) رسیده است .

رابعه به جهت مزیتی که در کمالات انسانی و فضایل نفسانی داشته و عموم راهیان و سالکان طریقت بر این مدعا صحــــه نهاده اند  نسبت به بسیاری از مردان عصر خود برتری داشته است و از این جهت او را تاج الرجال (تاج مردان ) لقــب داده اند .  به طور کلی در باره رابعه باید گفت که او در زهد و تقوی در عصر خــــــود ( به ویژه در میان زنان ) بی بدیل ضرب المثل و مجسمه تقوی به حساب می آمد .

2-رابعه و نحوه ورودش به طریقت ا لهی

نقل کرده اند که وقتی رابعه به دنیا آمد پدرش به تنگدستی سختی گرفتار شده بود به گونه ای که روغنی یافته نمی شد تا ناف او را چرب کنند ، مادر رابعه ندا داد که به خانه همسایه رجوع کند تا قطره ای روغن تهیه نماید ، اما او عهد بسته بود که از هیچ فردی ، چیزی نخواهد . از منزل بیرون شد تا در خانه همسایه را بزند و این کار را کرد ولی جوابی از صاحبخانه نشنید ، به منزل خود برگشت و اعلام کرد که کسی جوابش را نداد . مادر به حدی گریست که خوابش برد و در خواب پیامبـر (ص ) را دید . آن حضرت خطاب به وی فرمود : غمگین مباش که این دختر سیّده است و هفتاد هزار از امت من در شفاعت او خواهند بود.

مدتی سپری شد و پدر و مادر رابعه از دنیا رفتند ، در بصره قحطی سختی پدیدار شد و خواهران رابعه پراکنده شدند و او نیز چون از خانه بیرون رفت . ظالمی او را دید و گرفت و به شش درهم فروخت و خریدار او را به کارهای مشقت بـــــــــــار وامی داشت . تا اینکه روزی رابعه از جایی گذشت نامحرمی او را دید و قصد او کرد ، او دست به دعا بلند کرد و به خدای تعالی عرض کرد : « خدایا غریبم ، یتیمم ، اسیرم ... و تو میدانی که جز به رضایت کاری انجام نمی دهم و حاضرم به هر بلای بیفتم به شرط آن که تو از من راضی باشی !» ندایی شنید که از آینده درخشان او نزد خداوند خبر می داد ، بدین ترتیب زمینه ورود او به طریقت الهی فراهم شد . این اتفاق وقتی مسلم شد که   رابعه مزه شیرین عبادت را چشید و از هر فرصتی استفاده کرد تا حلاوت اطاعت از حق تعالی را بیشتر بچشد . نقل است که یک شب خواجه و سرور او از خواب بیدار شد و از روزنه خانه به بیرون نگریست . رابعه را دید که سر به سجده نهاده است می گوید : «الهی تو می دانی که هوای دل من در موافقت فرمان تو است و روشنایی چشم من در خدمت درگاه تو است . اگر کار به دست من باشد یک لحظه از عبادت تو غفلت نمی کنم ولی تو مرا تحت نظر سلطه آفریده ای و از آفریدگان خود کرده ای » . وقتی خواجه این جریان را دید و مناجات او را شنید رابعه را پیش خود خوانده و آزاد کرد . پس از آن رابعه روی در بیابان نهاد و سفر حج آغاز کرد .

3-ابزار عرفانی رابعه

 در عرفان کلاسیک مقامات عرفانی همان کارکردی را دارند که ابزار عرفان و تجربه های عرفانی دارا هستند . این ابزار به تناسب اهداف و انواع عرفان می تواند متفاوت باشد . هر چند زمان رابعه عرفان کلاسیک ساختار اصلی خود را پیدا کرده بود اما در اسناد و مدارک و منابع مربوط به زندگی رابعه اطلاعی از نحوه بهره گیری رابعه در دست نیست . آنچه که در منابع از آنها به عنوان ابزار عرفان و تجربه عرفانی یاد شده عبارتند از :

شب زنده داری :

 تمام منابع مربوط به عرفان کلاسیک و عرفان رابعه عدویه در این نقطه اتفاق نظر دارند که وی شبهای زیادی را تا صبح بیدار مانده وبه  شب زنده داری پرداخته است .

مسلماً الهام بخش رابعه در این مورد قرآن کریم بوده است که می فرماید که« والذین یبیتون لربهم سجداً و قیاماً»(فرقان،؛65)

در حال سجده و قیام به روز وارد شوند . و نیز : « تتجا فی جنوبهم عن المضاجع » ( سجده ،؛ 16 ) پهلوهاشان را از خوابگاههاشان دور کنند .  بدیهی است که اعمالی که رابعه در شب زنده داری انجام می داده به این ترتیب بوده است :

1 ) نماز

2 ) دعا

3 ) تلاوت قرآن کریم

4 ) یاد مرگ




تاریخ : سه شنبه 90/5/18 | 6:5 عصر | نویسنده : حسن پور | نظر

کابوسی که هر زنی با آن روبه رو می شود (2)

10.اگر با اشعه درمان شده‌اید...

 زنانی که به‌دلیل ابتلا به سرطان دیگری، ناچار به درمان با اشعه در ناحیه قفسه سینه شده‌اند، در معرض ابتلا به سرطان سینه هم هستند که این موضوع 7 تا 10 سال بعد از تکمیل دوره درمان مشخص می‌شود به‌خصوص این خطر وقتی بالاست که سن بیمار در زمان درمان با اشعه کمتر باشد.

11. هورمون‌ سرطان می‌آورد؟

به‌طور کلی باور دانشمندان این است که مصرف هورمون جنسی زنانه یا همان استروژن، مثلا به‌صورت قرص‌های خوراکی جلوگیری از بارداری یا به شکل درمان جایگزینی با هورمون در یائسگی، عامل ایجاد سرطان سینه است؛ اما هنوز همه محققان شواهد را در این باره کافی نمی‌دانند.

12. درمان با هورمون در یائسگی خطر دارد؟

آخرین بررسی‌ها نشان داده درمان جایگزینی با هورمون، اگر به‌مدت کمتر از 10 سال انجام شود( 5 سال توصیه شده) یا زمانی که قطع شود، خطری برای ابتلا به سرطان سینه محسوب نمی‌شود.

13. قرص جلوگیری از بارداری خطرناک است؟

در مورد قرص‌های جلوگیری از بارداری، مشخص شده که تنها در زنانی که این قرص‌ها را بیش از 10 سال مصرف کرده‌اند، افزایش خطر، آن هم به میزان جزئی دیده می‌شود. به‌ویژه در آن دسته از زنانی که قبل از 20 سالگی مصرف را شروع کرده بودند. ضمن این‌که هم‌اکنون تایید شده استفاده قبلی یا فعلی از این قرص‌ها در افزایش مرگ‌ومیر ناشی از سرطان هم بی‌تاثیر است.

 14. مصرف چربی را کم کنید

بالا بودن میزان چربی در تغذیه فرد، یکی از عوامل خطر شناخته‌شده برای ابتلا به این بیماری است. چنان که این موضوع حتی توانسته آمار بیماران را در فرهنگ‌های مختلف نیز تحت‌الشعاع قرار دهد. هرچه میزان چربی بیشتر باشد، احتمال ابتلا نیز بیشتر است .

15.    نقش سیگار را جدی بگیرید

سیگار تنها باعث سرطان ریه نیست، هرچند به این اتهام معروف‌تر است. این روزها مطالعات زیادی روی تاثیر سیگار روی سرطان‌های مختلف انجام می‌شود که نمونه آن مطالعه‌ای است که اخیرا روی حدود 13 هزار نفر از زنان آمریکایی انجام شده است. در این مطالعه مشخص شده زنانی که به‌دلیل داشتن سابقه فامیلی مثبت یا سایر عوامل خطر، زمینه قوی برای ابتلا به سرطان سینه داشته‌اند، با دود کردن سیگار، این خطر را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهند. به‌عنوان مثال، زنانی که حداقل 35 سال سیگاری بوده‌اند، تا 60 درصد بیشتر از سایرین، یعنی زنانی که زمینه مشابه برای ابتلا به سرطان داشته‌اند ولی سیگاری نبوده‌اند، در خطر ابتلا قرار می‌گیرند. این ریسک برای زنانی که 15تا 35 سال اهل دود بوده‌اند، حدود 7 درصد است. این میزان خطر، نسبت به مطالعات قبلی بسیار بالاتر بوده است. در این مطالعه که نتایج آن توسط انجمن سرطان‌شناسی بالینی آمریکا تایید شده، اثر سیگار در ایجاد سرطان ریه و روده بزرگ نیز تایید شده است.

16.  وزن کم کنید

 چاقی یک عامل خطر شناخته‌شده سرطان سینه در زنان است که خوشبختانه از جمله عواملی است که می‌توان آن را تغییر داد.

17. آنتی‌اکسیدان‌ مصرف کنید

 اصولا مواد‌غذایی حاوی آنتی‌اکسیدان در پیشگیری از انواع سرطان مطرح هستند اما هنوز نقش آن‌ها اثبات نشده است.

18. سلامت عمومی را جدی بگیرید

زنانی که شاخص‌های مربوط به سلامت آن‌ها پایین‌تر از سایرین است، نسبت به ابتلا به سرطان سینه هم آسیب‌پذیرتر هستند. در این بررسی که در دانشگاه سن‌دیه‌گو انجام شده، مشخص شد، پایین بودن سطح سلامت عمومی فرد، می‌تواند احتمال عود سرطان قبلی را تا 27 درصد و خطر بروز سرطان جدید را تا 65درصد افزایش دهد. همچنین این زنان تا 50درصد بیشتر از سایر زنان در معرض خطر مرگ ناشی از سرطان بودند. احتمالا این نتایج به‌دلیل آن بوده است که زنانی که به سلامت خود بیشتر اهمیت می‌دهند، از عوامل خطر ابتلا به سرطان سینه دورتر هستند و همچنین زودتر توده سرطانی‌شده را در بدن خود شناسایی می‌کنند.

19.   سبک زندگی خود را عوض کنید

سبک زندگی سالم، هم در پیشگیری از ابتلا به سرطان موثر است و هم در کم‌کردن پیشرفت بیماری ایجادشده. مطالعه دیگر محققان دانشگاه «سن‌دیه‌گو» در کالیفرنیای آمریکا مشخص کرده افرادی که با تشخیص بیماری سرطان سینه تحت درمان قرار گرفته‌اند و اکنون بیماری‌شان در دوره خاموشی است، می‌توانند با بهبود سبک زندگی‌شان، کاری کنند که این بیماری برای همیشه یا حداقل در سال‌های قابل‌قبولی، سایه‌اش را از سر آن‌ها کم کند. در این مطالعه مشخص شد، این زنان اگر از میوه و سبزی‌های بیشتری در رژیم غذایی‌شان استفاده کنند و همین طور 6 روز در هفته و هر روز 30 دقیقه ورزش کنند، می‌توانند تا 50 درصد احتمال عود مجدد بیماری را از بین ببرند و امکان مرگ در اثر سرطان را پایین بیاورند.

 20. کار شبانه خطرات زیادی دارد؟

شب‌بیداری به‌خصوص در شکل مزمن آن، می‌تواند احتمال بروز انواع سرطان را، به‌خصوص سرطان سینه، هم در خانم‌ها و هم در آقایان بالا ببرد. البته هنوز انجمن‌های علمی سرطان‌شناسی، مانند انجمن سرطان آمریکا، این عامل را جزو عوامل اثبات‌نشده و مشکوک طبقه‌بندی می‌کنند. علت این ابتلای افزایش‌یافته، بیشتر به هورمون ملاتونین برمی‌گردد؛ هورمونی که مسئول تنظیم ساعات بیولوژیک بدن است و واکنش‌های ذهنی و جسمی نسبت به روز و شب و ساعت‌های مختلف را کنترل می‌کند. نقش دیگر این هورمون، سرکوب سلول‌های سرطانی شناخته‌شده است. محققان می‌گویند در افرادی که شب‌ها کار می‌کنند، ترشح این هورمون مختل می‌شود و به این ترتیب، آن‌ها در معرض خطر ابتلا به سرطان قرار می‌گیرند. احتمال دیگر این است که کم شدن خواب شبانه، مستقیما می‌تواند سطح ایمنی بدن را پایین بیاورد و همان طور که می‌دانیم یکی از نتایج مختل شدن سیستم ایمنی بدن، این است که بدن توانایی سرکوب و از بین بردن سلول‌های با DNA معیوب را ندارد و اجازه رشد و تکثیر آن‌ها را صادر می‌کند.

21.  غربالگری

به معنای استفاده از روشی کم‌هزینه و در دسترس برای بررسی افراد ظاهرا سالم است تا بیماری مخفی را بتوان تشخیص داد.

22. سرطان سینه

یکی از 4 سرطانی است که غربالگری در آن‌ها ارزش ویژه‌ای دارد. برای سرطان سینه، سرطان پروستات، سرطان روده بزرگ (کولون) و سرطان گردن رحم، روش‌های غربالگری تعیین شده که استفاده از آن‌ها و در نتیجه تشخیص زودهنگام افراد بی‌علامت، باعث می‌شود درمان موثرتر واقع شود.

23.  مفیدترین روش را بشناسید

ماموگرافی در واقع نوع خاصی از تصویربرداری از بافت سینه با استفاده از اشعه ایکس است که دز اشعه استفاده‌شده در آن، از رادیوگرافی عادی بیشتر است تا بتواند تمایز بافتی را بهتر نشان دهد.

 این روش، یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین و مفیدترین روش‌ها، برای تشخیص زودهنگام سرطان سینه است. بررسی‌ها مشخص کرده، غربالگری با ماموگرافی در زنان 40 ساله و بیشتر، باعث کاهش 20 تا 30 درصدی میزان مرگ‌ومیر ناشی از سرطان سینه شده است.

علت آن است که تشخیص به موقع، می‌تواند باعث موثرتر شدن درمان شود. ماموگرافی باید هر سال تکرار شود تا بتواند چنین نقشی را ایفا کند. البته متاسفانه به‌علت بالا بودن میزان چربی در بافت سینه در سنین زیر 40 سال، استفاده از این روش برای زنان جوان چندان مفید نیست و برای زنان پرخطر در سن پایین باید از روش‌های دیگر سود ببرد. (البته به یاد داشته باشیم که سن، مهم‌ترین عامل خطر برای ابتلا به سرطان سینه است و ما بیشتر نگران ابتلای زنان بالای 40 سال هستیم.)

24. MRI بگیرید

این روش نیز برای تصویربرداری از افراد سالم و تشخیص زودهنگام بیماری استفاده می‌شود. بیشترین کاربرد MRI، برای زنان جوان است که از طرفی زمینه ژنتیک یا عامل خطر قوی برای ابتلا به سرطان دارند و از طرف دیگر به‌علت سن کم، نمی‌توان از ماموگرافی برای آنان استفاده کرد. همچنین در مواردی که ماموگرافی مشکوک گزارش شود، ممکن است از MRI استفاده شود.

 25. خودتان را معاینه کنید

 یک روش کم‌هزینه و آسان برای تشخیص زودهنگام بیماری در مراحل اول است. معاینه سینه توسط خود فرد باید بعد از اتمام خونریزی ماهانه انجام شود تا قابل اعتمادتر باشد. بسیاری از توده‌های سرطانی را خود بیماران کشف کرده‌اند. البته تاکید کنیم که طبیعی بودن هنگام معاینه خودتان، نمی‌تواند شما را از روش‌های دیگر غربالگری بی‌نیاز کند.

26. سالی یک بار به پزشک مراجعه کنید

توصیه می‌شود که زنان بدون عامل خطر از 40 سالگی حداقل یک بار توسط پزشک معاینه شوند و درصورت وجود هر نوع اشکال، اقدامات تشخیص بیشتر انجام شود.

باز نشر اختصاصی: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

راه حل بسیار ساده ای هم ما داریم که به زودی ارائه می کنیم.




تاریخ : یکشنبه 90/5/16 | 5:58 عصر | نویسنده : حسن پور | نظر

  • paper | ریش | ریحان باکس